چه نطفه در حصار اشک
چه زهر در جدار اشک
صوت خاکسار اشک
راه سوگوار اشک
ای همه سوار اشک
ای همه ستاره در شمار اشک
ای پر از نفیر و ناله نی
ای پر از هزار سوگواره نی
کوکب کلام کشته ام به نهر شو
ذوذنب شو و به کام دهر شو
دوزخ شریر شهر شو
خون ساده در رگم نشان
فش فشان کن از کشان کشان
ماه متصل ! زچله ی کمان کاملت
در رگم سرنگ کهکشان نشان
لخته لخته گام تو کشیده رگ
جوهر از دوام تو کشیده رگ
جرم بی کلام تو کشیده رگ
خون فزا و زنگ زا
معده ی نهنگ زا!
روغن جداره ی جلیل
گاهواره ی کلام نیل
جوهر جلیل کهکشان ! پیاده ریز!
در کجاوه ی علیل این قلم نخیل بر نخیل
بانگ فیلپای فیل
گوش مومیائی ام به هیچ ده
روح انتزاعی ام به پیچ ده
رفته طوطی از خطوطم ای خدا
خط کوفی ام پر از خطوطم ای خدا
جوهر شگرفت ای خدا
در خطم به حرف شو ای خدا
کشتمت چو برف شو ای خدا
کشتمت چو نام گفتمت
با دهان روی بام گفتمت
هستم از هنوز بطن چپ
در کلام گرد سوز بطن چپ
رستم از جوار کامکار راست
من پیاده از سوارکار راست
ای پر از نهاد داوری دود کن!
میله های باز پروری دود کن!
داغ تب به سینه داشتی روز شو
شعله های بازداشتی! روز شو!
معده بند از غذای روزگار و زوزه کن
معده قطع کن ز روزگار و روزه کن
من هلاک شعر سم زدا شدم شدم
سم شدم تمام سم زدا شدم شدم
رو به نقطه گی به نطفه گی نهاده ام
نام را کلافه گی نهاده ام

